عشق من و سعیدعشق من و سعید، تا این لحظه 5 سال و 8 ماه و 7 روز سن دارد
باباسعیدباباسعید، تا این لحظه 32 سال و 4 ماه و 14 روز سن دارد
مامان عاطیمامان عاطی، تا این لحظه 27 سال و 11 ماه و 10 روز سن دارد
فرشته آسمونی مافرشته آسمونی ما، تا این لحظه 1 سال و 8 ماه و 6 روز سن دارد
هم خونه شدن ماهم خونه شدن ما، تا این لحظه 4 سال و 6 ماه سن دارد

زندگی من وسعید و ...

خدایا به ما فرزندی سالم،صالح،خوش روزی،خوش قدم وعاقبت بخیرعطابفرما

خوش اومدی گل دخترم

سلام نفس مامان روز سه شنبه دوم اذر نود و پنج ساعت ده صبح فهمیدیم شما گل دختری خیلی خیلی خوشحالیم عزیزم فعلا اسم نازت فاطمه خانومه تا ببینیم ان شاالله تصمیم چی میشه ممنون که شدی دختر و همدم من😘😘😘😘
7 آذر 1395

منتظر فرداییم

سلام گلم ان شاالله فردا جنسیتت مشخص میشه خیلی هیجان دارم البته برام فرقی نداره چ دختر باشی چ پسر عشق من و بابایی عزیزم
1 آذر 1395

خوش اومدی هدیه امام رضا...

سلام گلم خوش اومدی به زندگی ما تموم زندگی ما.... عزیزم شما هدیه امام رضایی وقتی اومدی که اصلا انتظارشو نداشتم پیش مامان بابا بمون هستی من زندگیمونو روشن کردی چراغ زندگی ما میام و جزییات رو میگم عاشقتم نفسسسسسسیممممممممم
12 شهريور 1395

عمل بابا سعید...

سلام گلم،خوبی نفسم؟ عزیز دلم روز سه شنبه1/17 ساعت 5صبح رفتیم مشهد و ساعت 10بابایی بستری شد ساعت یازده و نیم باباجون رو بردن اتاق عمل قرار شد تا ساعت یک بابایی رو بیارن تا ساعت دو و نیم بابایی رو نیاوردن نمیدونی چی کشیدم ،دکتر ساعت یک گفته بود منو صدا بزنن رفتم پشت در اتاق عمل ولی نیومد مردم و زنده شدم فقط اشک می‌ریختیم خدایا این لحظات رو برا هیچ کس نده خیلی سخت بود  تک و تنها با کلی استرس....   خلاصه خیلی سخت گذشت صبح مامان فاطمه زنگ زد که شما کجایی؟ من خواب دیدم بیمارستانین و سعید عمل کردهو شما گریه میکنی کلی چیزی گفتیم که چیزی نیست و ما بیمارستان نیستیم آخرش هم باور نکرد فعلا همه بهمون شک کردن دعا کم لو نریم عزیزم...
19 فروردين 1395

سومین سالگرد عقدمون...

سلام عزیز دلم امروز سومین سالگرد عقد من و باباجون شماس دیروز رفتیم مشهد برا فردا وقت عمل زد آن شاالله فردا صبح میریم مشهد بیمارستان مهر برا عمل دعا کن گلم همه چیز خوب پیش بره خیلی استرس دارم اولین باره به عنوان همراه میرم بیمارستان در ضمن کسی خبر نداره تنها میریم آن شاالله دعا کن گلم آن شاالله به زودی میام خبرارو بهت میدم مواظب خودت باش نفسم
16 فروردين 1395

سال جدید و روز مادر مبارک...

سلام عزیزم خوبی نفس مامان؟  عزیز دلم سال نو مبارک ان شاالله امسال سال خوبی برا همه باشه و آن شاالله امسال سال فرج آقا امام زمان باشه عزیز دلم دیروز روز مادر بود منم که باز لیاقت نداشتم مادر باشم هدیه هم نگرفتم ن خودم نه برا مادربزرگا هدیه گرفتیم عزیزم این هفته هرچی به نوین زنگ زدم جواب ندادن آن شاالله شنبه وقت میگیرم راستی دیگه نمیرم سرکار بابایی راضی نشد که برم فعلا که خوبه شکر خدا آن شاالله از هفته بعد کلاس آموزشی هم میرم امشب  مهمون داریم خانواده خودمم ،چند شب پیش خانواده بابا و مادربزرگاشو دعوت کردم مواظب خودت باش گلم
12 فروردين 1395

تصمیم بابایی برای ادامه راه...

سلام عزیزم،خوبی نفسم؟ خبر خبر خبر دیروز بابایی گفت بیا بعد عید بریم ای وی اف ، ان شاالله دو سه تا نی نی رو یه دفعه دعوت کنیم و دیگه از شر دکتر و دارو راحت بشیم منم موافق بودم ولی هم از نظر هزینه یکم مرددم هم از نظر اینکه دوس داشتم طبیعی باردار بشم ولی خوب چه میشه کرد اینم راهیه برا دعوت کردن شما امیدوارم نتیجه بده در ضمن قرار شده هیچ کس نفهمه که ما از این راه شما رو دعوت کردیم .دوس دارم دوقلو باشین که دیگه لازم نباشه دنبال درمان بریم برا بچه دوم بعد میام مراحل کار رو برات توضیح میدم عزیزم مواظب خودت باش نفسسسسسم ...
27 اسفند 1394

یه اتفاق ناخوشایند...

سلام عشق مامان،خوبی نفسم؟ دوسه روزه حالم خوب نبود سرما خوردم دیروز با عمه محبوبه رفتیم پیش دکتر خردمند چون بابایی عصر کار بود مجبور شدم با عمه جون برم از اونجایی که دکتر خردمند از همه قضایای ما خبر داره ازم سوال پرسید و گفت چیکار کردین منم مجبور شدم جواب بدم و گفت به شوهرت بگو بیاد تا دعوا کنم که حتما باید عمل کنه کلی منو دعوا کرد و عصبانی شد منم فقط میخندیدم ولی خیلی بد شد عمه جون فهمید ولی من به باباجون نگفتم که عمه جون فهمیده عمه هم قرار شد به کسی نگه خداکنه لو نریم باباجون خیلی اذیت میشه ببین چقدر داریم اذیت میشیم تورو خدا بیا دیگه مواظب خودت باش عزیزم   ...
26 اسفند 1394

یک سال گذشت و نیومدی...

سلام عزیزدلم،خوبی نفسم؟ عزیزدلم یک سال گذشت و ماهنوز شمارو نداریم اصلا فکر نمیکردم یک سال بگذره و شما نیای حتما مصلحتی هست اما واقعا دلم برات لک میزنه کاش بودی نفسم،کاش روزشمار انتظارمون به این روزا نمیرسید و تبدیل میشد به روزشمار روزهای خوش با شما بودن راستی دیروز فهمیدم دوست بابایی(قاسم اقا)که این ماه ای وی اف کرده بودن جواب ازمایششون مثبت شده و دکتر گفته احتمال زیاد چند قلو باشه خیلی خوشحال شدم خداروشکر ان شاالله به زودی دامن همه منتظرا سبز بشه خلاصه مامانی من از پریروز خونه تکونی رو شروع کردم دیروز خیلی اذیت شدم اشپزخونه رو تمیز کردم فردا هم که شهادت حضرت زهراس خودت دعا کن عزیزم ان شاالله به زودی بیای که سخت محتاج وج...
22 اسفند 1394

13روز گذشت و...

سلام نفس مامان خوبی عشقم؟ عزیزم 13روز گذشت و شما خودتو نشون ندادی نتیچه تا الان 4 تا بی بی چک منفی و ازمایش منفی(94/12/8) نمیدونم قراره بیای یا نه اما امیدوارم زودتر نتیجه مشخص بشه از بلاتکلیفی بیزام ان شاالله خونه تکونی رو از شنبه شروع میکنم دست تنهام فکرکنم یه هفته ای طول بکشه اما خوبه سرگرم میشم راستی هفته پیش نوه عمو بابا به دنیا اومد رفتیم دیدنش اسمشو گذاشتن ملورین دیگه خبری ندارم جز انتظاااااااااااااااااار مواظب خودت باش گلم   مامانای عزیز بنظرتون چیکار کنم ؟ امپول بزنم یا برم سونو؟خیلی تنبل شدم همش خوابم تو روخدا برام دعا کنید ان شاالله هرچی خیره پیش بیاد     ...
16 اسفند 1394